تجربیات چندی در انگلستان و ایالات متحده امریکا نشان داده اند که می توان تنها از روی لهجه به طبقۀ اجتماعی فرد پی برد . سیسُنز ( ۱۹۷۱ ) از دانشگاه آکسفورد به این نتیجه دست یافت که لهجه و لباس بهترین سر نخ برای تعیین طبقۀ اجتماعی هستند . بسیاری از افراد سعی می کنند لهجۀ خود را به لهجۀ طبقۀ اجتماعی بالاتری تبدیل کنند ، اما این کار دشواری است .

الیس( ۱۹۶۷ ) ملاحظه کرد که وقتی فرد در حال تقلید از لهجه های طبقۀ بالای اجتماع است ، هنوز طبقۀ اجتماعی واقعی او با درجۀ همبستگی ۶۵ /۰ قابل تشخیص است . هارمز ( ۱۹۶۱ ) دریافت که دانشجویان  آمریکایی قادرند طبقۀ اجتماعی گوینده را در همان ۱۵ – ۱۰  ثانیۀ نخست گفتگو ی ضبط شده تشخیص  دهند .

لهجه در موقعیت های مختلف بسیار متفاوت است . لاباو ( ۱۹۶۶ ) پی برد که در ایراد گفتاری سنجیده  ( مثلاً هنگام خواندن فهرستی از واژه ها ) امریکایی های طبقۀ پائین نه تنها به طرز گفتار طبقۀ متوسط تغییر موضع می دادند ، بلکه در مورد بعضی شاخص های حتی به ( تصحیح بیش از حد ) متوسل می شدند ، یعنی به گفتاری فراتر ار طبقۀ بالای اجتماع وارد می شدند در انگلستان در لهجه های طبقات اجتماعی – اقتصادی گوناگون سلسله مراتبی برقرار است .شواهدی مبنی بر ویژگی های آوایی این لهجه ها وجود دارند : لهجه های طبقۀ متوسط و تحصیلکرده با وضوح بیشتری  ایراد می شوند ، آهنگ بیشتری دارند و تپق زدن و اشتباه در ادای واژه ها کمتر اتفاق می افتد . این البته تمامی داستان نیست ، زیرا مشخصه های دیگری از لهجه ها وجود دارند که کاملاً اختیاری و تصادفی بوده و صرفاً به عنوان شاخص های طبقۀ اجتماعی عمل می کنند .

لهجه های محلی

پس از دسته بندی  گوینده ها از طبقۀ اجتماعی ، شنونده ها  باورهای قالبی خود  درباره ی طبقۀ اجتماعی  مختلف را به صاحب صدا نسبت می دهند . جایلز و پاوزلند ( ۱۹۷۵ ) برای مطالعۀ این فرآیند از روش ( هیئت های جور شده ) استفاده کردند . از گوینده ها خواسته شد تا لهجه های گردههای اجتماعی مختلف بریتانیا را شبیه سازی کنند . سپس داوران نوارهای ضبط شده از آنها را مورد ارزیابی قرار دادند . پر وجهه ترین صدا در بریتانیا همان تلفظ پذیرفته معمول بود که به عنوان بلند پروازانه ترین ، متکّ به نفس ترین ، هوشمندانه ترین ، مصمّم ترین و کوشاترین ها قضاوت شد . در مطالعه ای با استفاده از ۱۳ لهجۀ مختلف بُعد منفردی از وجهه بدست آمد ؛ یعنی تلفظ معمول  ( R.P    ) آمریکایی ، فرانسوی ، لهجهشمال انگلستان ، کاکنی و برمینهام . به علاوه ، این پندارهای قالبی تا حد زیادی در افرادی که به لهجه های کم وجهه دار تر صحبت می کنند رواج دارد . اسکاتلندی ها لهجه های اسکاتلندی و اهالی یُرکشایر لهجه های یُرکشایری گوینده را به عنوان لهجه ای با بیشترین ثبات و استحکام شخصی ، خوش ذات و شوخ طبع قضاوت می کردند ، نه تلفظ پذیرفتۀ معمول را .

لَمبرت و دیگران ( ۱۹۶۰ ) هنگام کار در مونترال کانادا برروی کانادایی های انگلیسی زبان و فرانسوی زبان در تأئید وجوه پندارهای قالبی قومی مشابه به شواهدی دست یافت .

اَنیسفیلد ( ۱۹۶۲ ) در آمریکا متوجه شد که گوینده ای که لهجه ای یهودی بکار می برد از طرف یهودیان و غیر یهودیان به عنوان فردی نارساتر ، با ظاهری کمتر خوشایند و قدرت رهبری پائین قضاوت می شد .

این دسته گویندگان از دید یهودی ها ( و نه غیر یهودیان ) بذله گوتر ، سر گرم کننده تر و مهربان تر به نظر می آمدند .

جنس

جنس را تقریباً با موفقیت کامل می تواناز روی صدا به تنهایی تشخیص داد . تفاوت عمده بین زنان و مردان آن است که صدای زنان زیرتر است ، هر چند هم پوشیهایی در دسته بندی ها دیده می شود . صدای زنان دارای تنوع ارتفاع بیشتر ، بخصوص منحنی های بالا رونده ی بیشتری است ( تعجب ، باج دهی ) ، در حالی که مردان بیشتر از منحنی های ارتفاع پائین رونده استفاده می کنند . مردان بلندتر حرف می زنند، به علاوه سعی دارندگفتگو ها را بیشتر در کنترل داشته  و بیشتر صحبت دیگران را قطع کنند . شیوه ی کلی محاوره ای در مردان به شکل جسورانه تر ، با حالت مؤدبانل کمتر توصیف می گردد . با این همه ،هم مردان و هم زنان به هنگام صحبتبا مردان از صدای جسورانه تری استفاده می کنند و این بر خلاف باور رایجی است که می گوید زنان در تأمل با مردان مطیع تر و کنش پذیرانه تر رفتار می کنند تا در تعامل با زنان ( همچنین مراجعه کنید به صفحۀ ۵۱۱ ) . کار برد پندارهای قالبی مربوط به جنسدر تصمیم گیری در یاره ی مردانه یا زنانه بودن یک صدا نشان می دهد که این کلیشه ها تماماً با تفاوت های بین دو جنس مطابقت ندارند . برای مثال، استفاده از (سئوالات برچسبی ) زنانه تلقی می شود . در حالی که در حقیقت هیچ تفاوتی از این نظر در بین نیست . اما عمدتاً عقیده بر ای است که گفتار مردانه بلند و زورگو است و گفتار زنانه  دوستانه ، ملایم و مبتذل . زنان در رمزبرداری ، در قیاس با مردان ، کمتر به کانال آوایی و بیشتر به حالات چهره توجه دارند ؛ شاید به این دلیل که کانال آوایی نشت کننده تر بوده و پنهان داشته های افراد را بهتر آشکار می سازد ، یا به این دلیل که کانال آوایی بیشتربا قدرت و برتری ارتباط دارد و چهره با دوستی و جذابیّت .

نویسنده :میثم ایران پناه